|
یادداشت های محمدرضا احمدزاده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
گفت : چه بی معنی راست می گفت ! اما گفتم : تو هنوز این چیزها را نمی فهمی! گفت: هیچ چیز بهتر از یک جعبه پر از مداد رنگی و یک بستنی قیفی بزرگ نیست! راست می گفت اما گفتم : چیزهای بهتری هم هست! گفت : چرا همه از همدیگر سبقت میگیرند؟ راست میگفت ... اما گفتم : خوب معلوم است ! عجله دارند! گفت : تنها ماندن در تاریکی سخت است! راست میگفت. اما گفتم : تو دیگر بزرگ شده ای! گفت : چرا آدم ها از هم جدا میشوند؟ نمی دانستم اما گفتم : شاید همدیگر را دوست ندارند؟ گفت : پس چرا با هم دوست شدند؟ راست میگفت. اما جوابش را ندادم! گفت : چرا آدمها می جنگند؟ بازهم نمیدانستم. اما گفتم : برای زیاده خواهی ... و ترجیح داد به آن فکر نکند! گفت : چرا به این بیچاره کمک نمی کنی؟ راست میگفت . اما گفتم : سالم است . برود کار کند! گفت: آدم دلش برای گربه ای که در سرما زیر برف یخ میزند میسوزد! راست میگفت . اما گفتم : نکند میخواهی همه گربه های شهر را سرپرستی کنی! گفت : چرا بزرگتر ها اینقدر با همه چیز مخالفند؟ راست میگفت : اما گفتم: آنها خیرو صلاحت را میخواهند! گفت : چرا به دوستت زنگ نمی زنی و از او عذرخواهی نمیکنی؟ راست میگفت . اما گفتم : من که کاری نکردم! گفت : آدم بزرگ ها هیچ نمی فهمند !!! گفتم : بزرگ که شدی می فهمی!... اما ... او راست می گفت! [ یکشنبه 2 بهمن 1390 ] [ 03:54 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
همشهری آنلاین:
فیلم جدایی نادر از سیمین به کارگردانی اصغر فرهادی برنده جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی در شصت و نهمین دوره مراسم اهدای جوایز گلدن گلوب شد. این مراسم دوشنبه صبح به وقت تهران در هتل بورلی هیلز در ایالت کالیفرنیای آمریکا برگزار شد. این اولین باری است که فیلمی از ایران برنده این جایزه میشود. اصغر فرهادی به همراه پیمان معادی برای دریافت این جایزه در جایگاه حاضر شدند. سایر نامزدهای بهترین فیلم غیرانگلیسی گلدن گلوب 2012 از این قرار بود:
جوایز گلدن گلوب را انجمن مطبوعات خارجی هالیوود اعطاء میکند. گلدن گلوب پس از اسکار مهمترین جایزه سینمایی در آمریکاست. ..................................................................... مبارک سینمای ایران ، اصغر فرهادی و شما! طبقه بندی: سینما، [ دوشنبه 26 دی 1390 ] [ 12:48 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
با سلام! بدین وسیله سپاسنامه ای (نامه ای جهت سپاسگزاری) می نگاریم برای همه دست اندر کاران فرهنگ و رسانه و این جور چیزها به خاطر ساختن زمستانی شاد و سرشار از امید به آینده! اگر از اقدام هوشمندانه و زیبای انحلال خانه سینما بگذریم که بسیار باعث فخر و مباهات جامعه هنری بوده، هست وخواهد بود، می رسیم به سریالهای زیبای شبکه های سیما!... شبکه یک : تا ثریا... تشکر میکنم از عوامل این سریال فاخر که همگی دست در دست هم داده اند که با به کارگیری حِرَف (جمع حرفه) و مهارتهای گوناگون اعم از آفتاب بالانس و مهتاب بالانس توسط تصویر بردار، داستان نویسی بسیار زیبا ،و جذاب و ایجاد صحنه های و مفاهیم پر از جذابیت دراماتیک مانند مرگ، کما، گریه، مراسم ختم ، بدبختی، بی پولی ،خیانت، دروغ ، کلاهبرداری و ... نقش بزرگی در شبهای شاد زمستانی تلویزیون ایفا کنند. و شبکه سه: شیدایی... متشکرم از سعید نعمت الله عزیز که به شخصه برای او و دل خونش احترام زیادی قائل ام تلاش عوامل این سریال برای رقم زدن لحظات شاد و متنوع و جذاب در این شبهای شاد زمستانی واقعا ستودنی است پسری که از ناراحتی قلبی رنج میبرد مدتی است که مادرش را از دست داده و در زمانی که خانواده داغدار بوده اند به طور مخفیانه ازدواج کرده است. اکنون سالهاست همسرش را طلاق داده و در پی ازدواج دیگری است با دسیسه داماد خانواده همسر قبلی با یک کودک روی دستش از راه میرسند. حالا لطفا خر بیاورید و ... زندگی از هم پاشیده میشود و همه چیز به هم میخورد ؛ از طرفی بعضیها افسرده و برخی دیوانه میشوند و از طرفی هم گریه و شیونی به خاطر آوارگی این بچه به پاست که ای داد بی داد شیدا خانم هم سن مادر بزرگ من شده و هنوز شناسنامه ندارد... حالا خر بیاورید و ... در این میان بیننده شادمان از این همه جذابیت و تنوع و زیبایی لذت می برد و اصلاً به شبکه های بدبد روی نمی آورد.و همچنان به قول دوستان: زمستونه هوا سرده دمش گرم! طبقه بندی: تلویزیون، مقاله و متفرقه، [ یکشنبه 25 دی 1390 ] [ 02:54 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
حال ما خوب است ... زمستان لحظه لحظه می گذرد از مسیر کوچه ما و شهر همچنان در امن و امان است!!! همه چیز سر جای خودش ، من و تو در تکاپوی روز . سقف خانه ها سپید و آسمان پر از شکوفه و امید. اما زمین خفته در آغوش برف ؛ زیر گامهای پیرمردی که فریاد میزند « لبو!!!» همه چیز سر جای خودش... من و کاغذ و قلم . که بخار دهان کودک گلفروشی را با خودکار آبی، به زبان رویا، برکاغذ کاهی می نویسم! می نویسم تا یادمان باشد که حق او از زندگی بیشتر از این گلهای پژمرده است... می نویسم از این همه بغض که در سینه اوست و ما که هنوز حالمان خوب است و می گوییم: شهر در امن و امان است!... ![]() [ شنبه 10 دی 1390 ] [ 03:15 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
نفس تنگ است دکتر جان! صدا داری؟ منم ! مانند تو انسان! صدا داری؟
برای خواندن مطلب اینجا کلیک کنید! طبقه بندی: شعر و داستان، طنز، [ جمعه 20 آبان 1390 ] [ 01:03 ق.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
این روز ها آنقدر زنده ام که زندگی ام تا حد مرگ جریان دارد همه جا در تلاطم و من به شکل عجیبی متلاطم! پر هیاهو ... و در هر لحظه از زمان... در نقطه ای از مکان... شیب بردار جا به جایی ام رو به آسمان...! طبقه بندی: مقاله و متفرقه، [ چهارشنبه 4 آبان 1390 ] [ 11:59 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
به نام خدا -------------------- فیلمنامه کوتاه: «گلی که کاشتنی نیست...» ------------------------------- برای خواندن مطلب کلیک کنید! [ چهارشنبه 23 شهریور 1390 ] [ 11:45 ق.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
وقتی بی حوصله میخندیدم بیرمق اسم تو را پرسیدم دلم آشوب و پر از ولوله بود وقتی احساس تو را می دیدم از حصار خفگی های گلو قطره قطره آسمان می چیدم روحم آنگاه جدا از بدنم سوی تو آمد و من فهمیدم: من و تو همسفر پروازیم وای برمن که چرا ترسیدم تو رهاتر ز پر مرغ هوا من ولی دور خودم چرخیدم!... [ شنبه 1 مرداد 1390 ] [ 10:08 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
اهدای مدرک دکترای افتخاری سال 2011 به مهران مدیری
[ شنبه 1 مرداد 1390 ] [ 12:21 ق.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
در اولین سالروز حضور گرم شما در این وبلاگ و پس از مدتی تاخیر ناخواسته؛ بازهم اومدم تا در خدمتتون باشم. سری دوم: در روستا نامه دوم برای خواندن مطلب کلیک کنید. طبقه بندی: شعر و داستان، طنز، [ دوشنبه 6 تیر 1390 ] [ 11:32 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
به نام خدا نامه اول دوست عزیزم بیژن ... سلام! امیدوارم که مرا فراموش نکرده باشی! منم میم.مارمولک. مدتی طول کشید تا بعد از رسیدن به روستا برای خودم امکاناتی دست و پاکنم و بتوانم برایت نامه های الکترونیک یا رایانامه بفرستم.
برای خواندن مطلب اینجا کلیک کنید. طبقه بندی: شعر و داستان، طنز، مقاله و متفرقه، [ یکشنبه 5 تیر 1390 ] [ 05:22 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
سلام. با عرض معذرت شاید به دلیل مشغله زیاد برای مدتی کوتاه (مثلا چند هفته) در به روز کردن این وبلاگ وقفه ایجاد بشه. اما امیدوارم با یه خبر ویژه بتونم جای خالی مطالب به روز رو برای این مدت پر کنم: مطالب طنز میم. مارمولک همچنان ادامه داره. مجموعه اول این مطالب شامل هفت قسمت بود که تقدیم حضورتون شد. توی این پست براتون لینک آرشیو وبلاگ رو گذاشتم تا کسانی که نخوندن راحت تر بهش دست پیدا کنن و ادامه ماجرا رو دنبال کنن و هم یادآوری کوچکی باشه برای کسانی که خوندن!... توی این مدت پیگیر نظرات ارزشمندتون خواهم بود!... سپاسگزارم! طبقه بندی: شعر و داستان، طنز، [ پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390 ] [ 08:04 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
آلرژی بهارا کاش بودی مهربان تر ز اشک دیدگان شد آشیان تر ز اشک دیدگان و آب بینی چه میخواهی مرا این سان ببینی؟ آلرژی! سخت بگرفتی توانم چگونه زیستن من می توانم؟ سر کین جهان دیدی؟ همین است بهارانم به آلرژی قرین است! م. مارمولک طبقه بندی: شعر و داستان، طنز، برچسب ها: طنز، محمدرضا، احمدزاده، م.مارمولک، شعر، آلرژی، [ جمعه 9 اردیبهشت 1390 ] [ 05:04 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
سلام. میم مارمولک هنرمند را به یاد دارید؟ این هم شعری از آقای میم.مارمولک در مورد حال این روزهایش! شعری در قالب هویجوری! توضیح : هویجوری(Havijuri)= نوعی قالب شعری است که در آن هرجور که میخواهند ، از هردری حرف مفت میزنند! برای خواندن مطلب کلیک کنید! طبقه بندی: شعر و داستان، طنز، برچسب ها: طنز، محمدرضا احمدزاده، شعر، م.مامولک، [ جمعه 2 اردیبهشت 1390 ] [ 06:55 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
در حالی که همه علاقهمندان “قهوه تلخ” منتظر ورود قسمتهای جدید این مجموعه به بازار هستند، خبرهای دریافتی حاکی است که قسمت بیستم قهوه تلخ با اصلاحیه مواجه شده … وگویا همین امر علت اصلی تاخیر در ارائه قهوه تلخ بوده است. شایعه توقیف این مجموعه نیز در جامعه پیچیده و حتی رسانههایی مثل روز نامه شرق به آن پرداختهاند.فروتن مدیرکل همکاریهای سمعیبصری و نمایش خانگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درتازهترین گفتوگوی خود با تایید جلوگیری از انتشار نسخهای از قسمت بیستم این سریال که برای بازبینی به این اداره فرستاده شده بود، گفته: «توقیف عبارت مناسبی برای این اتفاق نیست. در ۱۹ قسمت گذشته نیز شاهد چنین اتفاقهایی بودیم و قسمتهایی مشمول اصلاحیه شد که قسمت ۲۰ نیز از این قاعده مستثنا نیست. [ سه شنبه 30 فروردین 1390 ] [ 09:54 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
گوییا در دل تاریکی شب هیچکس جز تو در این وادی سرد بغض پررنج مرا در سفرنامه زیبایی دلش نقش نکرد جز تو ای سبز ترین شعر صدا جز تو ای آبی ترین آبی پر رنگ نگاه می سپارم نفسم را به رهت تا به یادم باشی !... طبقه بندی: شعر و داستان، [ سه شنبه 23 فروردین 1390 ] [ 07:14 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
![]() ![]() ![]()
طبقه بندی: سینما، [ چهارشنبه 10 فروردین 1390 ] [ 01:06 ق.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
![]() دوستان عزیز سلام. فرارسیدن سال نو رو به همه شما عزیزان تبریک عرض میکنم. امیدوارم که سال جدید براتون پر باشه از خوشی و عشق و محبت... سالی سرشار از برکت و رسیدن به آرزو ها. امیدوارم نوروز خوبی رو سپری کنید تا مقدمه ای باشه برای یک سال بهتر. شاید در ایام نوروز به دلیل مشغول بودن به کارهای نمایشی و فیلمنامه نویسی و تحصیلی فرصت نداشته باشم به طور مداوم در خدمت تون باشم. اما سعی میکنم هر یک از مطالب جدیدم رو به محض نگارش توی وبلاگ قرار بدم. ضمنا از دوستانی که تازه به این وبسایت اومدن خواهش میکنم سری هم به آرشیو مطالب بزنن و نظرشون رو از ما دریغ نکنند. پیروز و کامیاب باشید. محمدرضا احمدزاده [ جمعه 27 اسفند 1389 ] [ 12:18 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جزو امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند . جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد . ادامه مطلب طبقه بندی: مقاله و متفرقه، [ یکشنبه 15 اسفند 1389 ] [ 03:34 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
ببار برف سپید دونه دونه بیا آروم بشین رو بوم خونه ببار عاشق ترم کن شاید امشب عزیزم تا سحر پیشم بمونه بیا چشمک بزن تو آسمونم بذار سازم برات آواز بخونه بگو میشه هنوزم آشنا بود با عشقی که نه بغضه نه بهونه! ببار برف سپید دونه دونه بیا آروم بشین رو بوم خونه «محمدرضا احمدزاده»
[ جمعه 22 بهمن 1389 ] [ 04:21 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
به نام خدا فیلمنامه کوتاه: شبیه یک کابوس نویسنده : محمدرضا احمدزاده برای خواندن فیلمنامه اینجا کلیک کنید. برچسب ها: محمدرضا، احمدزاده، فیلمنامه کوتاه، شبیه یک کابوس، [ جمعه 22 بهمن 1389 ] [ 04:00 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
بسم الله الرحمن الرحیم با استناد به قانون جرایم رایانه ای
دسترسۍ به تارنماۍ فراخوانده شده امكان پذیر نمۍ باشد. رسیدگی به گزارشات و شکایات: filter@dci.ir پیوندها :: WWW.PEYVANDHA.IR :: پیوندها
[ سه شنبه 19 بهمن 1389 ] [ 10:21 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
![]() [ پنجشنبه 14 بهمن 1389 ] [ 06:41 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
*تصویربرداری فیلم داستانی «سرگشته كوچه شب» در مشهد پایان یافت موضوع این فیلم اجتماعی كه به قلم محمدرضا احمدزاده نگارش شده است، واكاوی حضور معنویت در زندگی یك دختر جوان است. تهیهكنندگی و كارگردانی این فیلم داستانی را محمود تورانی بر عهده دارد كه بعد از ساخت 10 فیلم مستند اجتماعی دومین كار داستانی خود را تجربه میكند. دیگر عوامل این فیلم، شاهرخ غلامپور به عنوان مدیر تولید، مرتضی غیور نور و تصویر، عالیه طاهری منشی صحنه و برنامهریز، سحر رئوفی عكاس و زهرا آری به عنوان بازیگر در این مجموعه همكاری داشتند. این فیلم در حال حاضر در مرحله تدوین قرار دارد و قرار است در جشنورههای كشوری و بینالمللی شركت كند. همچنین محمود تورانی مستندهای چراغ قرمز و چهل حدیث رضوی را در مرحله پیش تولید دارد. http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8910270425 طبقه بندی: سینما، [ یکشنبه 3 بهمن 1389 ] [ 06:25 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
(با احترامی که برای خیلی از تئوریسینها قائل هستم اما متاسفم که مجبورم در مورد آقای نوری زاده بگویم! ... تنها برای حفظ آبروی یک هنرمند!...) به بخشی از سخنان گهر بار این آقای روشن فکر(؟) در مورد کلیپ طنز مهران مدیری توجه کنید: مهران مدیری با این مزه پراکنی تلاش کرده دل مسئولان را بدست آورد." من از حرکاتی که او در این فیلم انجام داده شرم کردم و حقیقتا پشتم لرزید. [و تهمت ها و حرفهای نامربوط دیگر ...] (به ادامه مطلب بروید) ادامه مطلب طبقه بندی: سینما، طنز، [ پنجشنبه 23 دی 1389 ] [ 12:32 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
قهوه تلخ بی جهانگیرشاه!
وفا ملکزاده مدیر روابط عمومی مجموعه «قهوه تلخ» گفت: «توزیع این سریال که به احترام ماه محرم متوقف شده بود از این هفته روز دوشنبه در تهران و شهرستانها آغاز خواهد شد.» طبقه بندی: سینما، تلویزیون، طنز، [ سه شنبه 21 دی 1389 ] [ 11:59 ق.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
[ پنجشنبه 13 آبان 1389 ] [ 09:49 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
بمب کوچک زیر پای چپ قسمت چهارم نویسنده : مانی میرجوادی- کلیک کنید! طبقه بندی: تلویزیون، فیلمنامه، طنز، [ پنجشنبه 13 آبان 1389 ] [ 09:24 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
مجموعه بمب کوچک زیرپای چپ قسمت سوم : محمدرضا احمدزاده کلیک کنید...! طبقه بندی: سینما، تلویزیون، فیلمنامه، طنز، [ سه شنبه 20 مهر 1389 ] [ 11:04 ب.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
فیلمنامه- بمب کوچک زیرپای چپ نویسندگان- محمدرضا احمدزاده- مانی میرجوادی قسمت دوم- مانی میرجوادی- کلیک کنید! طبقه بندی: تلویزیون، فیلمنامه، طنز، [ جمعه 16 مهر 1389 ] [ 12:06 ق.ظ ] [ محمدرضا احمدزاده ]
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||